1396/2/14 پنجشنبه
قرآن؛ نسخه‌ای برای سعادت انسان


 قرآن؛ نسخه‌ای برای سعادت انسان
۰۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۱:۴۶

اگر ما مسلمانان به قرآن عمل نکنیم، خسارتمان بیش ازدیگران است؛ چرا که ما این نسخه و این دستورالعمل را داریم و تجربه‌ی تاریخی آن را نیز داریم. به برکت عمل به قرآن، در صدر اول، بشریت در علم، اخلاق، عمل و پیشرفت‌های گوناگون مادی و معنوی اوج پیدا کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا انسان در زندگی فردی و اجتماعی خود، همواره نیازمند آموزه ها و راهکارهای اخلاقی و تربیتی است تا با تخلق به آداب و اخلاق الهی و عملی کردن آن در زندگی، زمینه نیل به کمالات انسانی و سعادت دنیوی و اخروی را فراهم آورد.

براین اساس ترویج توصیه‌ها و رهنمودهای تربیتی بزرگان و اساتید اخلاقی،‌یکی از بهترین راه‌های تربیت نفوس مستعده و تعالی اخلاقی فردی و اجتماعی تمام اقشار جامعه به ویژه جوانان خواهد بود. با جستاری در کتاب مکارم ولایت ( رهنمودهای تربیتی رهبر معظم انقلاب اسلامی) بخشی از توصیه‌ها و رهنمودهای اخلاقی امام خامنه‌ای از لحاظ می‌گذرد:

*انس با قرآن، مجالی برای تدبر

وقتی انس با قرآن پیدا شد، مجال تدبر، تامل و تفکر و معارف قرآن به دست خواهد آمد. نمی‌شود قرآن را سرسری خواند و گذشت. قرآن احتیاج دارد به تدبر؛ تکیه روی هر کلمه از کلمات و ترکیب از ترکیب های کلامی و لفظی.

هرچه انسان بیشتر تدبر کند، تامل، تامل نماید و انس بیشتری پیدا کند، بهره‌ی بیشتری خوهد برد. قرآن این گونه است!(1)

*اهمیت انس و حفظ قرآن

من باز هم به جوانان عزیزمان توصیه می‌کنم با قرآن انس بگیرید، با قرآن مجالست کنید.

«وما جالَسَ هذَاالقُرآنَ اَحَدٌ الّا قامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ اَو نُقصانِ؛ زِیادَةٍ فی هُدًی اَو نُفصانِ مِن عَمًی.»(2)

هربار که با قرآن نشست و برخاست کنید، پرده‌یی از پرده‌‌های جهالتتان برداشته می‌شود؛ چشمه‌یی از چشمه‌های نورانیت در دلتان گشایش پیدا می‌کند و جاری می‌شود.

انس با قرآن، مجالست با قرآن، تفهم قرآن، تدبر در قرآن، اینها لازم است! مقدمه‌ای انجام آن این است که، بتوانیم قرآن را بخوانیم، بتوانیم قرآن را حفظ کنیم؛ حفظ قرآن خیلی موثر است. جوان‌ها دوره‌ی جوانی را، قدرت حفظ را، قدر بدانند. خانواده‌ها به کودکان خود حفظ قرآن را تشویق کنند و آنها را وادار نمایند.

حفظ قرآن خیلی با ارزش است! حفظ قرآن این فرصت را به حافظ خواهد داد که باتکرار آیات، قدرت تدبر پیدا کند. این فرصت است! این توفیق است! این را از دست ندهید! آنهایی که حافظند، این نعمت بسیار بزرگ الهی را قدر بدانند! نگذارند حفظ‌شان ضعیف شود یا – خدای نکرده – از دست برود.

خواندن قرآن – از اول تا آخر – چیز لازمی است! باید قرآن را از اول تا آخر خواند؛ باز دوباره از اول تا آخر؛ تا همه معارف قرآنی یکجا با ذهن انسان آشنا شود.

البته معلمینی لازمند تا برای ما تفسیر کنند، مشکلات آیات را تبیین نمایند. معارف آیات و بطون آیات الهی را برای ما بیان کنند. همه اینها لازم است! اگر اینها شد، هر چه زمان جلو برود، ما به جلو می‌رویم و دیگر توقف وجود ندارد.(3)

*مراحل فهم معارف قرآن

فهم معارف قرآنی هم درجاتی دارد؛ اولش از همین تأمل در الفاظ قرآن و ترجمه‌ی قرآن به دست می‌آید؛‌یعنی وقتی می‌گوییم معارف قرآنی، معنایش این نیست که یک مکان رازآلود رمزگونه‌یی‌ست که دست هیچ کس به او نمی‌رسد.

بله! معارف عالیه‌ای وجود دارد که دست امثال ما به آن نرسد، اما معارف بسیاری نیز هست که همین ما – مردم معمولی و عادی – به شرط اینکه به این کلام و به این بیان توجه کنیم، آن را خواهیم فهمید و از آن استفاده خواهیم کرد.

در همین آیات کریمه‌ی قرآن فراوان هست! اینها درسهای زندگی ما است!

فرض بفرمایید در این آیه‌ی شریفه:

«إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی‏ بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً»

خب این درس است دیگر! این درس واضحی‌ست برای زندگی ما!، «فمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» اگر قراردادی را که با پیغمبر گذاشتید، با اسلام گذاشتید، بیعتی را که با خدا کردید، به هم زدید، نقض عهد نمودید و علیه خود کار کردید.

«فمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» شکستن بیعت خدا و پیغمبر علیه ماست! علیه خدا و پیغمبر نیست! آنها ضرری نمی‌کنند.

«من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما» اما اگر وفا کردیم به این قراردادی که با خدا و پیغمبر گذاشتیم، به نفع خود کار کردیم و خود ما پاداش عظیمی از خدای متعال خواهیم گرفت. نگفتند این پاداش در آخرت است و نگفتند بهشت است. بخش عمده‌اش هم البته در آخرت است، اما این پاداش در دنیا هم هست؛ در دنیا هم این پاداش را به ما خواهندداد.

همین آیات سوره مبارکه‌ی احزاب را که یکی از برادران یا جمعی شاید خواندند:

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا». لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ »

این صدق همین است! «صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ»

یعنی این قراری را که با خدا گذاشتند، این وعده و پیمانی را که با خدا بستند، صادقانه پیمان بستند، پای این پیمان ایستادند و سختی‌های زندگی، جلوه‌های شهوت‌‌انگیز دنیایی، آنها را از این راه منحرف نکرد.

«لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ » خدا به خاطر این راستگویی، ایستادن پای این وعده و پیمان الهی جزا می‌دهد.

خب اینها معارفی است که با مراجعه به ظاهر قرآن هم می‌شود آن را فهمید! گرچه در ورای اینها، مسلما معارف برتر و والاتری وجود دارد که ممکن است اینها را خصیصین بفهمند، بندگان صالح و شایسته‌ی خدا بفهمند و ما به آنها دسترسی نداشته باشیم، جز از طریق آن بندگان، مسلم چنین چیزهایی است، چرا که فرمودند: «قرآن بطونی دارد.»

روایات متعددی هست که می‌فرماید: قرآن ظاهری دارد، باطنی دارند، اسراری دارد، اعماقی دارد؛ مثل دریایی‌ست که در ظاهر دریا هم هست، وجود دارد، آب است، دریاست، اما فقط همین ظاهر نیست، اعماقی دارد و در آن اعماق هم حقایقی‌ست، چیزهایی‌ست.

مسلم این است! اما از همین ظاهر هم می‌توانیم استفاده کنیم؛ به شرط چه؟ به شرط دقت و تامل.(4)

*برکت قرآن در هدایت انسان

عزیزان من! قرآن نوراست و حقیقتا دل و روح را روشن می‌کند! اگر با قرآن انس پیدا کنید، می‌بینید دل و جان شما نورانی می‌شود. به برکت قرآن، بسیاری از ظلمات و ابهام‌ها از قلب و روح انسان زدوده می‌گردد. آیا این بهتر نیست؟ «یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ».

به وسیله قرآن است که خدای متعال می‌فرماید:

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»(5)

به برکت قرآن است که انسان از ظلمات اوهام، اشتباهات، خطاها و غلط‌ها، به نور هدایت راه پیدا می‌کند. قرآن کتاب معرفت است.

ما در زمینه‌ی زندگی، در زمینه‌ی آینده، در زمینه‌ی تکلیف کنونی، در زمینه‌ی هدف از بودن و در بسیاری زمینه‌های دیگر، بسیاری از مسائل را نمی‌دانیم. بشر مشحون(6) به جهالت‌هاست و قرآن برای انسان معرفت می‌آورد.(7)

*قرآن، کتاب شناخت و معرفت

حمد و شکر می‌کنیم خدای متعال را که به ما توفیق انس با قرآن را داد. اگر ملتی بتواند از طریق انس با قرآن، خودرا در فضای قرآنی و در فضای معرفتی قرآن قرار دهد، خواهد توانست مشکلات خود را برطرف کند.

مشکل بزرگ مسلمانان دنیا، دوری ازقرآن است؛ علاج هم برگشت به قرآن است. قرآن فقط برای تلاوت کردن در کنج و زوایا نیست، برای عمل است.

قرآن برای شناخت و معرفت است؛ برای این است که، جامعه‌ی اسلامی تکلیف خود را بفهمد؛ وظیفه‌ی خود را بفهمد؛ از حیرت نجات یابد؛ و از ظلمات نجات پیدا کند.

جلسه‌ی قرآن، تلاوت قرآن و صوت قرآن، مقدمه‌‌یی برای معرفت مفاهیم قرآنی‌ست.

عیب بزرگ کار ما مسلمان‌ها این جاست که، دم از قرآن می‌زنیم، اما به قرآن عمل نمی‌کنیم. دم از محبت خدا می‌زنیم، اما از دین خدا پیروی نمی‌کنیم.

«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ»(8)

اگر کسی خدا را دوست می‌دارد، دلیل صدق اوف تبعیت از پیغمبر و تبعیت از قرآن است.(9)

*بهترین نسخه‌ی سعادت انسان‌ها

عزیزان من! این تلاوت که ما این قدر بر آن اصرار داریم، قدم اول است. قرآن خودش را با زبان‌های مختلف تعریف می‌کند؛ از جمله اینکه می‌فرماید:

«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ»(10)

یعنی قرآن، انسان را به بهترین راه، بهترین کار، بهترین نظام، بهترین شیوه، بهترین اخلاق و بهترین روش‌های عمل فرد و جامعه هدایت می‌کند.

امروز همه بشر محتاج قرآنند، اما اگر ما مسلمانان به قرآن عمل نکنیم، خسارتمان بیش ازدیگران است؛ چرا که ما این نسخه و این دستورالعمل را داریم و تجربه‌ی تاریخی آن را نیز داریم. به برکت عمل به قرآن، در صدر اول، بشریت در علم، اخلاق، عمل و پیشرفت‌های گوناگون مادی و معنوی اوج پیدا کرد.

قرآن همیشه زنده است! قرآن، نیازهای انسان را مورد توجه قرار می‌دهد و در هر عصر می‌تواند بهترین نسخه‌ی سعادت انسان‌ها باشد.(11)

*تاثیر تلاوت زیبا بر افراد

البته تلاوت قرآن با صدای خوش، کار بسیار خوبی است! روایت دارد امام سجاد(ع) – هم درباره‌ی امام سجاد(ع) دارد، هم درباره امام باقر(ع) – وقتی تلاوت می‌کردند، کسانی که از نزدیک محل تلاوت ایشان می‌گذشتند، زانوهایشان می‌لرزید، سست می‌‌شد و نمی‌توانستند حرکت کنند. می‌ایستادند تلاوت قرآن را گوش می‌کردند و وقتی حظ خود را می‌بردند، به راهشان ادامه می‌دادند.

تلاوت قرآن به صورت خوش و آدابی که شیوه‌ی خاصی دارد، موسیقی خاصی دارد، روش خاصی دارد، امور لازمی‌ست. اینها انسان را نزدیک می‌کند، اما کافی نیست! اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این طور می‌گوییم؛ قرآن را به صورت بنای معظمی، دارای سالن‌ها، حجره‌ها، زوایای گوناگون واعماق فراوان در نظر بگیرید.

این عمارت وسیع و عظیم، سردر و مدخلی دارد. اگر آن مدخل را زیبا ساختیم، مردم برای ورود به آن عمارت تشویق می‌شوند. مدخل آن بنای رفیع، همین تلاوت‌های زیبایی‌است که این جا خواندند. کاشیکاری دم‌در، این تلاوت است.